بهترین راه پیدا کردن مشتری چیست؟

هر چند وقت یک بار نظر مدران مشاغل موفق را می خواهم و ازآنها در مورد فعالیت های بازاریابی شان می پرسم.اولین و گویا ترین سوالی که می پرسم این است: بهترین راه جلب مشتری چیست؟ پاسخ ها متفاوت اند. به مطالب فوق دقت کنید تا بعضی از رایج ترین جواب ها را یاد بگیرید.

معرفی: مشتریان محصول را می  فروشند.

نمایش های تجاری  و جلسات انجمن های تخصصی : تماس ها باعث فروش محصول می شوند.

هنر فروشندگی: فروشنده ها محصول را می فروشند.

تبلیغات تلوزیونی، رادیویی، یا محیطی : تبلیغات در بستر های محیطی و مجازی نیز باعث فروش می شود.

وب سایت ها  و بخش های خبری در اینترنت: اطالاعات و آگهی ها اینترنتی نیز باعث فروش بیشتر می شوند.

مکان و ظاهر ساختمان ها و فروشگاه ها: این مورد نیز تاثیر زیادی بر تصمیم گیری مشتریان تان دارد.

همانطور که فهرست فوق نشان می دهد، هر کسب و کار، برای جلب مشتری فرمول مناسبی دارد. البته بر اساس گزارش، در فعالیت های تجاری موفق یک یا دو روش بهترین نتیجه را می دهند. آنها دوسوم توانایی بازاریابی خود را به بهترین روش های جلب مشتری اختصاص می دهند، و بعد ، از سایر روش های بازاریابی برای حمایت و تقویت موثرترین روش خود استفاده می کنند.برای ان نوع فعالیت های بازاریابی که با روش درجه یک آنها مغایرت دارد و منابع آن را کاهش میدهد، وقت یا پول صرف نمی کند. پس لازم است در کار خود بهترین روش جلب مشتری را بیابید.اگرهم اکنون آن را می شناسید، شاید برنامه بازاریابی تان را کاملا بر اساس آن متمرکز نکرده باشید. لازم است نکته علمی دیگری را یاد بگیرین و به سوال جدیدی پاسخ دهید: بهترین روش شما برای جب مشتری چیست؟ و چگونه می توانید برنامه بازاریابی تان را برای کسب حداکثر سود از آن متمرکزکنید؟. وقتی به این سوال پاسخ بدهید، گام مهم دیگری بسوی برنامه ی بازاریابی بسیار متمرکز برداشته اید که قوای شما را تا حد ممکن تقویت می کند. برنامه ی بازاریابی شما سه حالت بیشتر ندارد: ۱- بهترین نتیجه را می دهد. ۲-مفید است. ۳-نتیجه نمی دهد. اگر بودجه ی سال قبل خود را با توجه به این سه حالت بررسی کنید شاید بخوبی متوجه شوید که هزینه هایتان در بالای فهرست شما قرار ندارند. اگر اینطور نیست ، پس می توانید نمرکز و هزینه هایتان را بالای فهرست ببرید. من این را هرم یازاریابی می نامم و در کارگاه هایم، بازاریاب ها تشویق می کنم هزینه هایشان را به بالای هرم ببرند، همانطور که منابع بازاریابی آها در راس هرم متمرکز است. هرم بازاریابی شما چه شکلی دارد؟ آیا می توانید جابجایی منابع و سرمایه گذاری ها در جهت فعالیت های بازاریابی بلند مرتبه تر، آن را بسوی راس هرم حرکت دهید؟

برنامه بازاریابی خود را مشخص کنید

پیتر دروکر، یک استاد مشهور مدیریت، چنین تعریفی  ازبازاریابی ارائه میدهد: « بازاریابی یعنی کل شرکت ازدید مشتری»/ این تعریفی است که به شما یادآوری می کند دیدگاه شما از درون شرکت ممکن است با دیدگاه مشتریان خیلی تفاوت داشته باشد. چه کسی به دیدگاه شما اهمیت می دهد؟ موفقیت هرکسب و کاری  به رفتار مشتریان بستگی دارد، انها فقط براساس آنچه می بینندعمل می کنند.به همین دلیل است که بزرگان بازاریابی و تبلیغات اغلب می گویند:« برداشت همه چیزاست » باید راه هایی برای گوش دادن به مشتریان تان و فهمیدنبرداشت آنها ازشرکت و محصول خود پیدا کنید، چون این مشتریان شما هستند که برنامه بازاریابی شما را تعریف می کنند نه خود شما.

نقاط قوت خود را مشخص کنید: 

مولفه های برنامه بازاریابی تان را ازدید مشتریان تعریف کنید. این مولفه ها بر هر چیزی اثر می گذارند که مشتریان می بینند و می شنوند، خطاب قرار می دهند، بکار می برند،یا به طریق دیگر با آن ارتباط متقابل پیدا می کنند. هر تعامل ، مواجهه یا تماس ، نقطه ی قوتی است که با بازاریابی مناسب می توان از آن  برای ایجاد علاقه  و وفاداری مشتری استفاده کرد.همین جا میخواهم به شما هشدار بدهم که اگر در حال حاضر بودجه یا برنامه ی بازاریابی خاص دارید به احتمال زیاد به درستی بازتاب دهنده ی دیدگاه مشتریان مورد بحث نیست. برای مثال در بسیاری از شرکت ها، بخش بازاریابی از بخش تولید جدا است، در حالی که مشتریان با محصولات شما ارتباط متقابل دارند، برای آنها این یکی ازمولفه های برنامه بازاریابی است. به همین ترتیب، برخی افرادی که محصولات شما را می فروشند، ممکن است در برنامه شما یا حتی در فهرست حقوق بگیران شما نباشند.فروشنده ی جزء ، توزیع کننده، کلی فروش یا هرکس دیگری که درکار فروش، تحویل، نمایندگی ، تعمیر، یا خدمات مربوط به محصول شرکت دارد، از منظر مشتریان در خط مقدم بازاریابی قرار دارد. تمام این افراد ممکن است، از دید مشتری، نماینده یا حتی خود محصول به حساب آیند. آیا تمام آنها به درستی نماینده ی شرکت و محصول شما هستند؟ آن هم با همان حرفه ای گری  که در برنامه بازاریابی تان می خواهید؟ آیا در هر زمان و مکانی که مورد نیاز باشند در دسترسند؟ نحوه ی برخورد و شخصیت آنها با استراتژی شما برای برنامه ریزی بازاریابی تان هماهنگ است؟ اگر اینطور نیست باید برای افزایش تاثیر آنها بر مشتری راه هایی پیدا کنید، حتی اگر بطور رسمی  روی آنها نفوذ نداشته باشید.

نظرتان را بنویسید
دیدگاه
نام
ایمیل