لینکی وار

رفتار مغز در برابر اطلاعات منفی

فرض کنید دارید یک گزینه را برای تصمیم گیری نهایی بررسی می کنید. این گزینه می تواند فردی برای ازدواج باشد، یک خانه برای خرید،یک طرح برای سرمایه گذاری، یایک شریک برای عقد قرار داد! در مورد ویژگی های آن گزینه موضوعات مثبت متعددی گفته می شود. اما لا به لای نکات مثبتی که در حال طرح است ، یکی دونکته منفی نیز گفته می شود. ذهن شما بصورت عادی در حال دریافت و پردازش اطلاعات است و به هرکدام ازویژگی های مثبت وزن منطقی می دهد و گذر می کند.اما زمانی که به نکته منفی/خبربد می رسد،ذهن به یکباره پردازش جدیدی را در دستور کار قرار می دهد! رفتاری عجیب و متفاوت. انگار به یکباره، همه آن نکات مثبت به کناری می رود!


نگاه تحیلی ؛ چرا چنین چیزی رخ می دهد؟

در بین خطاهای تصمیم گیری و شناختی ، خطایی به نام خطای اطلاعات منفی یا اثر منفی وجود دارد، این یعنی چه؟ یعنی اینکه اگر به ما مقدار برابری اطلاعات مثبت و منفی در مورد موضوعی بدهند و بگویند تصمیم بگیر، ناخودآگاه وزن ییشتری به اطلاعات منفی و یا تجربیات منفی خواهیم داد، به آن دقت بیشتری خواهیم کرد و براساس آن تصمیم خواهیم گرفت! به عبارت دیگر، اثر اخبار و اطلاعات منفی  را نباید دست کم بگیریم. تحقیقات نشان می دهد ما از کنار اخبار خوب  به راحتی می گذریم، ولی خبر بد را مدام مرور می کنیم و بسیار بیشتر ازآنچه که ارزش دارد روی آن تاکید می کنیم.تازه این تمام ماجرا نیست. علاوه بر اینکه اهمیت بیشتری به اخبار منفی میدهیم،وقتی اخبار منفی احتمالی را می شنویم،احتمال حقیقت داشتن ان را بیشتر از اخبار مثبت تصور می کنیم! حتی در برخی مواقع ، این خطا یا خطای بیزاری ازباخت یا ترس ازدست دادن نیز همراه شده و وضعیت بسیار سختی برای تصمیم گیری ایجاد می کند. برمی گردیم به مثال اول .فرض کنید در مورد کاندیدای ازدواج، می گویند که شنیده ایم وی در 16 سالگی  چند بار دچار اختلالات روانی شدید شده است. علاوه بر اینکه آن قضیه را بزرگ می کنیم احتمال واقعیت داشتن آن را تقریبا 100% می گیریم، درنتیجه براساس همین نکته و با وجود ده ها مورد مثبت دیگر در مورد آنفرد، پاسخ منفی می دهیم. در حالی که شاید او یکی از بهترین گزینه های ازدواج مان بوده و خواهد بود!

راهکار چیست؟ تعیین بازه بزرگتر برای مساله

خطای اطلاعات منفی  باعث می شود که ما بسیاری ازفرصت های زندگی ، کسب و کار و سرمایه گذاری را از دست بدهیم.چرا که نکات منفی احتمالی را با ضریب دو یا حتی بیشتر و احتمال صددرصد در نظر می گیریم. چه میتوان کرد؟

1- سعی کنیم آگاهی از این خطا را با خود همراه کنیم، سعی کنیم هرچند وقت یک بار به خود یادآوری کنیم که از آنجا که انسان هستیم، لاجرم دراین خطا گرفتار می شویم. همین نکته به ظاهر کوچک موجب می شود تا از این خطا دورتر شده و کمتر آسیب ببینیم ، مثلا وقتی پای تلوزیون نشسته ایم بخودمان یادآوری کنیم که  هم کسانی که اخبار را تهیه کرده اند و هم ما، اخبار منفی را برجسته تر  می کنیم!

2- سعی کنیم مساله را در بازه بزرگتری در نظر بگیریم، هر چقدر بیشتر از  مساله فاصله بگیریم و آن را در تاریخ و جغرافیای وسیع تری بررسی کنیم، تحلیل ما عقلانی تر و منطقی تر شود. فرض کنید تیم ملی در آخرین بازی خود شکست خورده و این هم به خاطر تاکتیک اشتباه سرمربی بوده است. بنابراین به نظر می رسد که تعویض سر مربی یکی ازاقدامات آنی باشد اما اگر بجای تمرکز بر یک موقعیت زمانی ( آخرین بازی ) ، به نتایج بیست بازی اخیر و در ضمن روند نتیجه ها نگاه کنیم، آنگاه تحلیل منطقی ترخواهیم داشت. یا فرض کنید اخبار گوش می کنید و می گویند پنج نفر در حملاتی در کشور شما کشته شده اند، شما خیلی احساس خطر می کنید، بجای اینکه سریع قضاوت و تحلیل کنید، بهتر است تعداد کشته شدگان  این حملات  را در طول سال ، با تعداد کشته شدگان به علت تصادف  یا علل دیگر مقایسه کنید. آنگاه متوجه خواهید شد که احتمال کشته شدن در حملات تروریستی ، خیلی کمتر ازمرگ در تصادف است.

اشتراک گذاری Telegram Facebook WhatsApp Twitter

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *