یک پدیده جدید اعتیادی!

پدیده اعتیاد به اطلاعات جدید!

وقتی مشاوران و یا سخنرانان خارجی به ایران می آیند از حجم دانسته های ایرانیان تعجب می کنند. ما هم کارت امیتازی متوازن را بلدیم. از استخوان ماهی گرفته تا روش های تحلیل خطا! ولی آنها را بکار نمی گیریم! آیا تا بحال  به یک ماهی درون آکواریوم نگاه کرده اید؟ چرا یک ماهی که دائما در محیط غرق کننده ای شنا می کند هیچ گاه غرق نمی شود؟! ماهی یک سیستم هشدار دهنده  درونی دارد که به او حکم می کند از داخل آب تنها چیزهایی بردارد که به آن نیار دارد نه بیشتر.

نگاه تحلیلی ، چرا چنین چیزی رخ میدهد؟

یکی از پدیده هایی که این روز ها با آن روبرو هستیم، مساله تلنبار شدن  و علاقه شدیدمان به دریافت اطلاعات بیشتر است. مطالعه کتاب جدید، خواندن مقاله جدید یا رفتن به یک سمینارجدید، کارسختی نیست. اطلاعات آسان بدست می آیند، اما تغییر در رفتار و عملکرد به سختی اتفاق می افتد. به عبارت دیگر، خیلی لذت بخش تر است، که مطلب جدیدی بیاموزیم، تا اینکه بکوشیم آنچه را می دانیم بکار بندیم. به همین خاطر است که ما امروزه معتاد اطلاعات شده ایم، کسب اطلاعات مفرح تر از بکار بستن آن است. جان کوتز کتابی به نام ساعتی میان سگ و گرگ  دارد. در آن از علت اعتیاد ما به اطلاعات می گوید به عقیده ی او علت این اعتیاد آزاد شدن دوپامین در مغز است. ما از بدست آوردن اطلاعات جدید و از نگاه خودمان ارزشمند، احساس دستاورد و شادی می کنیم. حتی ارائه اطلاعات به سازمان نیز ممکن است اثر تخدیری داشته باشد یعنی لذت ورود اطلاعات آمورشی  به سازمان ممکن است مانند تزریق مرفین، آرامش بخش و تخدیر کننده باشد. افراد اطلاعات را دریافت می کنند، لذت می برند و آرامش می یابند و هدف نهایی یعنی عمل کردن فراموش می شود.

راهکار چیست؟ کاهش حجم اطلاعات همزمان با افزایش پردازش

 

برای رهایی از دام اعتیاد به اطلاعات چه درساخت فردی و چه سازمانی سه اقدام انجام دهیم

  1. وقتی با اطلاعات جدید مواجه می شویم لحضه ای درنگ کنیم و بیاندیشیم که آیا این اطلاعات برایمان کاربردی دارد یا خیر؟
  2. حجم اطلاعات جدید را  کم کرده و در عوض به طرق مختلف تکرار کنیم، تا آموزه هایمان تعمیق شود.
  3. از هر فرصتی استفاده کنیم که آموزه های قبلی ما در عرصه عمل به کار گرفته شوند. آنها را تست و مزه کنیم
اشتراک گذاری

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید