دیورار های ذهنی خودرا بشکنید

مواظب دیوار های ذهنی باشید!

 

دانشمندی آزمایش بسیار جالبی طراحی کرد. او آکواریومی با دیواری شیشه ای به دوقسمت تقسیم کرد. در یک قسمت ماهی بزرگ تر بود. دانشمندان به ماهی بزرگتر هیچ غذایی ندادند تا تنها غذایش همان ماهی دیگر درون آکواریوم باشد، مطابق انتظار او ، ماهی بزرگتر برای خوردن ماهی کوچکتر بارها و بارها بطرفش حمله کرد، اما هربار به دیواری نامرئی برخورد نمود، دیوار شیشه ای براحتی  او را از غذای محبوب و لذیذش جدا کرده بود. بالاخره بعد از مدتی ، از حمله به ماهی کوچک منصرف شد. اور باور کرده بود که رفتن  به طرف دیگر آکواریوم و خوردن  ماهی کوچک تر کاری غیر ممکن است.دانشمند شیشه وسط را برداشت، اما ماهی بزرگتر هرگز به سمت ماهی کوچک حمله نکرد. او حتی به قسمت  دیگر آکواریوم هم شنا نکرد. اما چرا؟
نگاه تحلیلی، چرا چنین چیزی رخ میدهد؟

ممکن است در گذشته تجربیاتی داشته ایم  که موفق نبوده است. اگر بخواهیم فقط  براساس تجربه تصمیم گیری کنیم، در اسارت رخداد ها  و نتایج گذشته خواهیم ماند. دیوار شیشه ای دیگر برای ماهی بزرگتر وجود فیزیکی نداشت اما او درون ذهنش دیوار شیشه ای ساخته بود دیواری که شکستنش از شکستن هر دیوار واقعی سخت تر بود.دیوار باور خودش.باورش به محدودیت. ما دیوارهای شیشه ای بسیاری داریم که نتیجه تجربیات ماست.در حالی که بسیاری از آنها فقط در درون ذهن ما وجود دارند و نه در واقعیت.
راهکار چیست؟ تکرار شکست گاهی ام بد نیست!

بسیاری از فرصت های راهبردی نه بخاطر فراهم نبودن  شرایط بلکه بخاطر بسته بودن  ذهن های ما  دیده و شکار نمی شوند. همانگونه که مواظب  سرتان هستید که به دیوارهای فیزیکی نخورد مواظب مغزتان باشید که به دیوارهای ذهنی نخورد. برای اینکه بتوانمی تا حدی خودمان را ازدیوار های ذهنی مان رها کنیم ، سه اقدام علمی پیشنهاد می شود:

  1. اگر کاری را انجام داده ایم و تجربه ناموفقی داشته ایم، لزما تکرار آن کار  همان نتیجه را نخواهد داشت. پس اگر هنوز آن هدف را ارزشمند می دانیم دوباره تلاش کنیم.
  2. اگربه ندرت پیش می آید تا به ایده ها و کارهای دیگران و پیشگامان حوزه های فعالیت مان نگاه کنیم، این کار را بیشتر انجام دهیم.
  3. از افراد جوان و کم سابقه استفاده کنیم  یا با آنها مشورت کنیم. چرا که دیوارهای کمتری در ذهنشان دارند.
اشتراک گذاری

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید