چگونه افراد موفق باعث شکست ما می شوند؟

همه ی ما از این دست جملات در رسانه ها  و شبکه های اجتماعی دیده و شنیده ایم :8 کاری که افراد موفق انجام میدهند! 20 عادت زندگی ثروتنمندان! استراتژی گوگل با مایکروسافت در تبلیغات! ما اصولا شناسایی روش های برندگان را دوست داریم. دوست داریم بر افراد موفق دریک حوضه خاص تمرکزکنیم و سعی کنیم استراتژی ها و روش های آنان را یاد بگیریم. انگار دوست داریم فراموش کنیم که افراد زیادی همان استراتژی ها و تاکتیک ها را بکار گرفته اند ولی شکست خورده اند! در واقع این رفتار ما باعث می شود که به اشتباه ، بیش از حد برای استراتزی ها و تاکتیک های بکارگرفته شده توسط یک فرد موفق ( بازمانده ازکاروان شکست خورده ها!! ) ارزش قاِیل شویمو از اینکه نکته غافل شویم که همان استراتژی ها و تاکتیک ها برای بسیاری از مردم کار نکرده است و اینجا همان جایی است که باعث می شود افراد موفق باعث شکست ما شوند. یک مثال دیگری که این روزها شنیده ایم این است که بیل گیتس، ریچاردبرانسون، و مارک زکربرگ  دانشگاه را رها کردند و میلیاردر شدند! پس ما هم برای موفقیت به کلاس ، مدرسه و دانشگاه نیازی نداریم! برای کارآفرین شدن نباید وقتمان را درکلاس تلف کنیم! کافی است شروع کنیم! در حالی که ممکن است بیل گیتس ، برانسون و زاکربرگ به دلایل دیگری موفق شده باشند و انتخاب همان مسیر ها الزاما دلیل بر موفقیت  من و شما نخواهد بود . چرا؟ به اینخاطر که به ازای هر یک بیل گیتس موفق، هزاران کارآفرین با پروژه های شکست خورده و بدهی های سنگین بانکی و … وجود دارد. ولی کسی به انها  توجه نمی کند.


نگاه تحیلی ، چرا چنین چیزی رخ می دهد؟

پدیده ای که در چنین مواردی گریبان ما را می گیرد، خطایی به نام بازماندگی یا خطای بقا است. وقتی تمرکز ما روی فراد یا مواردی است که مسیر و فرایندی را گذرانده اند و موفقیتی به دست آورده اند، در حالی که تعداد زیادی هم نتوانسته اند از آن مسیر عبورکره و موفق شوند، دچار خطای بازماندگی شده ایم. این خطا می تواند مارا دچار خوش بینی افراطی کند. حتما تا بحال دیده اید مدارس مقطع دبیرستان و پیش دانشگاهی که میخواهند تبلیغ کنند، می کویند ما 5 نفر رتبه زیر 1000 در کنکور سراسری داشته ایم! اما نمی گویند برای بقیه چه اتفاقی افتاده است! و خانواده ها نیز توجه شان به آن 5 نفر جلب می شود. پس اگر بخواهیم بدانیم که چه ویژگی هایی باعث می وشد برخی شرکت ها یا صندوق های سرمایه گذاری موق می شوند؛ باید همه نمونه ها را تحلیل کنیم، هم موفق ها هم ناموفق ها!  اما معمولا این کار را نمی کنیم.چرا؟ چون شکست خورده ها دیگر وجود ندارند و اگر هم هستند مشهور نیستند. به همین خاطر می رویم سراغ بازمانده ها ( موفق ها ) ممکن است به یک سری ویژگی هم برسیم، اما در واقع این خطاباعث می شود که به اشتباه ، بیش از حد برای روش های بکار گرفته شده توسط یک شرکت/صندوق موفق (بازمانده ) ارزش قایل شویم و این نکته را فراموش کنیم که همان روش ها را شرکت ها و صدوق های ورشکسه هم بکار برده اند اما نتیجه چیز دیگری شده است. شاید یکی از دلایل نامگذاری این خطابه نام بازماندگی ، این باشد که در جنگ جهانی دوم، دانشمندی به نام آبراهام والد، محاسباتی روی هواپیمای جنگی انجام داد تا مشخص کند کجاهای هواپیماها بشتر درمعرض تیر های دشمن است و آنجاها را مقاوم تر کنند. در این فعالیت ، هدف جالبی دنبال می شد اما شاید نتیجه قابل اعتماد نبود چون همه تحلیل ها تنها روی هواپیماهای بازمانده انجام می شد اما شاید نتیجه قابل اعتماد نبود چون همه ی تحلیل ها تنها روی هواپیماهای بازمانده انجام می شد! و اثری از هواپیماهای از بین رفت نبود.

راهکار چیست؟ توجه به افراد ناموفق  دارای همان ویژگی

شید مهمترین نکته ای که بایستی برای  دوری از این خطا در نظر بگیریماین است که از این پس ، با دق تبیشتری به ویژگی هایی که برای افراد مفق ، شرکت های موفق یا حتی کشور های موفق بر می شمرند، نگاه کنیم. به خودمان یادآوری کنیم که به ازای هر بیل گیتس موفق، به ازای هر اپل،  گوگل و مایکروسافت موفق، ممکن است هزاران فرد و شرکت دیگر هم باشند که همان ویژگی ها را داشتند اما امروز نه نامی ازآنها وجود دارد و نه بجایی رسیده اند. سعی کنیم ویژگی های افراد یا شرکت های شکست خورده را جویا شویم. با کنار هم قرار دادن هر دو طیف تصمیمات بهتری خواهیم گرفت. گرچه نباید فراموش کنیم که همه ی ما یکتا هستیم و همیشه ایناحتمال وجود دارد که ویژگی یا فعالیتی برای فرد یاشرکتی نتیجه مثبت داشته باشد و برای دیگری کاملا مشابه، نتیجه معکوس!

اشتراک گذاری Telegram Facebook WhatsApp Twitter

دیدگاهتان را بنویسید